عمر خیام

عمر خیام

بیست و هشت اردیبهشت بزرگداشت عمر خیام

خیام اگر ز باده مستی خوش باش/ با لاله رخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی است / انگار که نیستی چو هستی خوش باش

از آمدنم نبود گردون را سود/ وز رفتن من جلال و جاهش نفزود
از هيچكسي نيز دو گوشم نشنود/ كاين آمدنو رفتنم از بهر چه بود

گر آمدنم به خود بدي نامدمي / ور نيز شدن به من بدي كی شدمي
به زان نبدي كه اندر اين دير خراب/ نه آمدمي نه بدمي نه شدمي

قانع به یک استخوان چو کرکس بودن به ز آن که طفیل خوان ناکس بودن/
با نان جوین خویش حقا که به است کالوده و پالوده هر خس بودن

از دي كي گذشت هيچ از او ياد مكن/فردا كه نيامدست، فرياد مكن
بر نامده و گذشته بنياد مكن/حالي خوش باش و عمر بر باد نكن

ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست /بی بادهٔ گلرنگ نمی‌باید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست تا سبزهٔ خاک ما تماشاگه کیست

یک قطره آب بود با دریا شد/ یک ذره خاک با زمین یکتا شد
آمد شدن تو اندرین عالم چیست /آمد مگسی پدید و ناپیدا شد

تا کی غم آن خورم که دارم یا نه/ وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه
پرکن قدح باده که معلومم نیست/ کاین دم که فرو برم برآرم یا نه

ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم/ وین یکدم عمر را غنیمت شمریم
فردا که ازین دیر فنا درگذریم/ با هفت هزار سالگان سر بسریم


طراحی:میم.ت
برای سفارش تصویرسازی و نقاشی مفهومی و دیجیتال کلیک کنید.


طراحی کاور موزیک طراحی کاور آهنگ طراحی پوستر طراحی پوستر مفهومی محیا رحیم تبریزی میم ت

سایر پست ها ...

از کتاب شور زندگی(زندگی ونسان ونگوگ):

البته که برای کاری خلق شده ام. همان کاری که همه زندگی ام در پی اش بودم و هیچ وقت به فکرم نرسید!
موقعی که در آمستردام و بروکسل درس میخواندم، همیشه احتیاج عمیقی به نقاشی کردن داشتم ،ولی به خودم اجازه ی این کار را نمی دادم. می ترسیدم که این، مانع کار اصلیم شود،کار اصلیم!... چه کوردل بودم!
درطی این سال ها چیزی می خواست از وجود من بتراود و من مانعش می شدم. آن را عقب می زدم! حالا بیست و هفت سال دارم، بدون اینکه کاری کرده باشم.
تئو، چه روزهای سختی که گذراندم و کار کردم و کوشیدم که مقصود و معنایی از زندگی بیرون بکشم و آن را نشناختم. ولی حالا که آن را می شناسم دیگر هیچ وقت دلسرد نخواهم شد. بعد از این همه سال تلف شده بالاخره من راه خودم را پیدا کردم، نقاش خواهم شد.