شعله ور

کبریت ها

آهای خبردار، مستی یا هشیار خوابی یا بیدار،

 تو شب سیاه، تو شب تاریک  از چپ و از راست، از دور و نزدیک

 یه نفر داره، جار میزنه جار

 آهای غمی که، مثل یه بختک  رو سینه‌ ی من، شده‌ ای آوار

 از گلوی من، دستاتُ بردار دستاتُ بردار

 کوچه‌ های شهر، پُرِ ولگرده دل پُرِ درده ، شهر پر مَرد و پُرِ نامرده

 آآهای خبردار باغ داریم تا باغ یکی غرق گل، یکی پُرِ خار

مرد داریم تا مرد یکی سَرِ کار، یکی سَرِ بار، آهای خبردار، یکی سَرِ دار

 توی کوچه‌ ها، یه نسیم رفته پیِ ولگردی، توی باغچه ‌ها پاییز اومده، پی نامردی

توی آسمون، ماهُ دق میده ماهُ دق میده، دردِ بی دردی

پاییز اومده، پاییز اومده پی نامردی یه نسیم رفته، پی ولگردی

تو شب سیاه، تو شب تاریک از چپ و از راست، از دور و نزدیک

 یه نفر داره، جار میزنه جار

 آهای غمی که، مثل یه بختک رو سینه‌ ی من، شده‌ ای آوار

از گلوی من، دستاتُ بردار دستاتُ بر


آهای خبردار-ترانه همایون شجریان
شاعر: حسین منزوی
طراحی:میم.ت
برای سفارش تصویرسازی و نقاشی مفهومی و دیجیتال کلیک کنید.


تصویرسازی تبلیغاتی سفارش تصویرسازی تصویرسازی میم ت محیا رحیم تبریزی نقاشی مفهومی سفارش نقاشی دیجیتال نقاشی دیجیتال

سایر پست ها ...

از کتاب شور زندگی(زندگی ونسان ونگوگ):

البته که برای کاری خلق شده ام. همان کاری که همه زندگی ام در پی اش بودم و هیچ وقت به فکرم نرسید!
موقعی که در آمستردام و بروکسل درس میخواندم، همیشه احتیاج عمیقی به نقاشی کردن داشتم ،ولی به خودم اجازه ی این کار را نمی دادم. می ترسیدم که این، مانع کار اصلیم شود،کار اصلیم!... چه کوردل بودم!
درطی این سال ها چیزی می خواست از وجود من بتراود و من مانعش می شدم. آن را عقب می زدم! حالا بیست و هفت سال دارم، بدون اینکه کاری کرده باشم.
تئو، چه روزهای سختی که گذراندم و کار کردم و کوشیدم که مقصود و معنایی از زندگی بیرون بکشم و آن را نشناختم. ولی حالا که آن را می شناسم دیگر هیچ وقت دلسرد نخواهم شد. بعد از این همه سال تلف شده بالاخره من راه خودم را پیدا کردم، نقاش خواهم شد.