
آدم از خود میپرسد که:
تو با این سالها که گذشت چه کردی؟
بهترین سالهای عمرت را کجا در خاک کردی؟
زندگی کردی یا نه؟
با خود میگویی نگاه کن، ببین این دنیا چه سرد میشود. سالها همچنان میگذرد و بعد از آنها تنهایی غمبار است و عصای نااستوار پیری به دستت میدهد و بعد حسرت است و نومیدی. دنيای رویاهای رنگین رنگ میبازد، رویاهایت مثل گلهای پژمرده گردن خم میکنند و مثل برگ های زرد از درخت خزان زده میریزند.
وای ناستنکا، تنها ماندن سخت محزون خواهد بود، محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوسش را بخوری،
هیچ، هیچ، هیچ،
زیرا آنچه بر باد رفته چیزی نبوده است.
هیچ، یک "هیچ" احمقانه و بیمعنی،
همه خواب بوده است.
شبهای روشن
(داستایوفسکی)
طراحی:میم.ت
برای سفارش نقاشی دیجیتال و سفارش تصویرسازی کلیک کنید.
تاریخ ارسال پست 1401/4/6
نیشخط طراحی جلد روزنامه قانون سفارش تصویرسازی تصویرسازی میم ت محیا رحیم تبریزی نقاشی مفهومی سفارش نقاشی دیجیتال نقاشی دیجیتال
سایر پست ها ...
نظرات